امروز: پنج شنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۰ [2021/04/22]
ما را در فیسبوک دنبال کنید ما را در توییتر دنبال کنید ما را در گوگل پلاس دنبال کنید خروجی RSS جستجوی پیشرفته سایت پیوندهای سایت
کد خبر: 36638 تاریخ انتشار: چهارشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۹ ساعت ۴:۳۶:۱۰ بعد از ظهر نسخه چاپی

عرفان و تصوّف، نیرومندترین جریان‌های فکری و معنوی

خبرایران: عرفان و تصوّف، از جمله نیرومندترین جریان‌های فکری و معنوی است، که برای چندین قرن متمادی، در گستره سرزمین های اسلامی، حضوری پُر رنگ داشته است.
عرفان و تصوّف، نیرومندترین جریان‌های فکری و معنوی
عرفان و تصوّف، از جمله نیرومندترین جریان‌های فکری و معنوی است، که برای چندین قرن متمادی، در گستره سرزمین های اسلامی، حضوری پُر رنگ داشته است. این امر، باعث شده  تا بسیاری از مظاهر فرهنگی اهل اسلام، خصوصاٌ هنر و ادبیات ایشان، تحت تأثیر این مکتب فکری قرار گیرد. گرایش اهل عرفان به باطن، و استفاده فراوان عرفا از رمز و نماد برای بیان آموزه های معرفتی، از جمله مواردی است که در ادبیات و هنرِ نگارگری تأثیری بسزا از خود به یادگار گذاشته است. 
در این میان دوران تیموری و صفوی که دوران اوج و درخشش نگارگری و شعر ایرانی میباشد، با عرفان اسلامی گره خورده است. تعالی صوری نگارگری و شعر در این دوران تابع شرایطی همچون مذهب، سیاست، و اجتماع بوده است. اما آنچه را که میتوان گفت به گونهای خاص و منحصر به فرد صورت نگارهها و شعر این دوره را تعالی بخشیده است، مسأله تفکرات عرفانی به خصوص تفکرات عرفانی سهرودی ، ملا صدرا و ابن عربی بوده است...
 ادبیات تطبیقی از دو جهت به این گونه میتواند مورد مطالعه قرار گیرد، «اول آنکه چگونه مفهومی یکسان در شعر که هنری نوشتاری است و نقاشی که هنری دیداری است، نمود مییابد؛ دوم آنکه چگونه شعر در نقاشی تأثیر گذاشته و یا به سخن دیگر، چگونه نقاشی در خلاقیت هنری خود از آثار منظوم الهام میگیرد. در شعر و نقاشی مفهوم یکسان است؛ ولی ابزار بیان آن متفاوت است. شاعر و نقاش هر دو برای نشان دادن مفهومی یکسان، از شگردهای خاص شاعری و نقاشی سود میبرند؛ شاعر از واژه و نقاش از تباین رنگها،به بیان مفهوم میپردازند. در واقع ادبیات و نگارگری رابطهای دیالکتیکی دارند که برای دستیابی به درکی جامع از نگاره ها، باید از مفاهیم ادبی مدد جست و از دیگر سو، نگارگری نیز به مفاهیم ادبی تجسم و عینیت میبخشد. بنابراین میتوان گفت متن و نگاره ترجمان یکدیگرند. ادبیات و نگارگری از دیرباز در خدمت یکدیگر بودهاند. چرا که در حاشیه نسخ خطی، برای بیان روشنتر متن ادبی، از تصاویر نگارگری استفاده شده است.»
نگارگری همواره در خدمت آراستن مجموعه های ادبی و مصور ساختن داستانهای عاشقانه، حماسی و حکمیانه بوده است. در حقیقت باید گفت پیوند عمیق و دیرپای نگارگری با شعر موجب ورود عرفان و حکمت اسلامی به عرصه این دو هنر پرمایه  شده و مشخصه های منحصر به فرد آنها را کل داده است. در نگارگری ایرانی، هنرمند با استفاده از یک سری تمهیدات بصری چون رنگ و نور و سطح به نمایش جلوه هایی خاص از آنها در عالم خیالی نگارگری می پردازد که نمونه بارز آن را میتوان در مکتب هرات و تبریز دوم مشاهده نمود. در فضاسازیهای نگارگریهای ایرانی، روح اسلام و آداب معنوی به خوبی دیده میشود و ارتباط نزدیک  و باطنی میان هنر و عرفان اسلامی باعث شد تا بسیاری از هنرمندان راز آشنایی تفکرات عرفانی خود را با تأویلی تجسمی به صورت آثار نمادین هنری در قالب طرح و نقشهای زیبا و به شکل تجریدی ارائه کنند. «باید دانست که هر چیز، هر اندازه که باشکوه بدرخشد و در دورهای فراگیر شود، اما کم کم و به مرور زمان به دلایل اجتماعی، سیاسی، مذهبی و فرهنگی دچار تحول میشود.» (جعفری، 1387، 71ـ 60) در این میان جامی به عنوان شاعر قرن نهم و دوره تیموری با اثر معروفش هفت اورنگ تأثیر به سزایی در شرح و تفسیر استعاران و صور خیال شاعر و نگارگر داشته است. سرودههای جامی در هنر نگارگری قرن نهم تیموری و دهم صفوی باعث خلق مجموعهای ارزشمند از آثار کمال الدین بهزاد و هفت اورنگ سلطان ابراهیم میرزا شده است.  همچنین نگارههای منطق الطیر عطار،  بوستان و گلستان سعدی نیز از نظر عرفانی شاهکار هستند. 
 
 
حال سوالی مطرح میکنم...
 ایا عرفان اسلامی در دو دوره تیموری و صفویه باعث ایجاد زمان ازلی و ابدی و مکان ناسوتی در ایجاد فضای مثالی و فراواقعگرایانه در مکاتب هرات،  مشهد، شیراز و تبریز شده است؟!
 
زهرا رجب پور
پژوهشگر و مدرس دانشگاه هنر شیراز
 
آخرین اخبار
© استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع (خبرایران) مجاز می باشد.
طراحی، تولید و اجرا: دلتاوب